عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

176

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

« لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . پيامبر [ ص ] در ادامهء سورهء بيّنه خواندند : ( و لو انّ ابن آدم سأل واديا فاعطيه لسأل ثانيا ، و لو سأل ثانيا فاعطيه لسأل ثالثا و لا يملأ جوف بنى آدم الّا بالتّراب و يتوب اللّه على من تاب و ذلك الدّين عند اللّه الحنيفيّة غير المشركة و لا اليهوديّة و لا النّصرانيّة و من يفعل خيرا فلن يكفره ) « 1 » . در الاتقان سيوطى به نقل از عبد اللّه بن عبد الرحمن و او به نقل از پدرش آورده است كه وى مىگفت : « در مصحف ابن عباس قرائت ابىّ و ابو موسى ، چنين است : ( بسم اللّه الرّحمن الرّحيم اللّهمّ انّا نستعينك و نستغفرك و نثنى عليك الخير و لا نكفرك و نخلع و نترك من يفجرك ) [ سورهء خلع ] ، همچنين آمده است : ( اللّهمّ ايّاك نعبد و لك نصلّى و نسجد و اليك نسعى و نحفد ، نخشى عذابك و نرجو رحمتك انّ عذابك بالكفّار ملحق ) « 2 » [ سورهء حفد ] » . اين چهار خبر يا روايت ، متونى هستند كه ادعاى قرآن بودن آنها شده است . ( اگر خبر اخير را دو خبر به حساب آوريم ( دو سورهء خلع و حفد ) اخبار ، چهار خبر مىشوند كه به مصحف ابىّ منسوب هستند ) . امّا روايت نخست ، بدون شك ساختگى است چه اين كه در مصحف على [ ع ] نيامده است و اگر چنين روايتى صحت داشته باشد ، شايسته‌ترين مردم به ذكر آن ، در گردآورى قرآن ، او بوده است و بايد از جانب وى در ميان مردم رواج مىيافت ولى مصحف على [ ع ] خالى از اين روايت است پس پذيرش آن از سر نادانى است و انسان خردمند وارد اين مسائل نمىشود . در اين خصوص بايد به مصحف على [ ع ] رجوع كرد . امّا روايت دوم كه در بخارى آمده است ، حديثى است صحيح از روايت ابن عباس و ابن زبير و انس بن مالك . ساده‌ترين دليل بر قرآنى نبودن اين عبارات ، سخن ابن عباس در

--> ( 1 ) الكرمانى ، شواذ القراءة ، ص 268 . ( 2 ) جلال الدين السيوطى ، الاتقان ، ج 1 ، ص 65 [ اندك تأملى در روايتهاى مطرح شده ، اضطراب بين اين دو سوره به ظاهر سوره را مىفهماند مثلا در برخى « نرجو رحمتك » « و نخشى عذابك » ( با تقديم و تأخير ) است و در برخى « نخشى نقمتك . ]